خانه / مقالات / ثقلین / فَرَأَیْتُمَانِی کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا

فَرَأَیْتُمَانِی کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا

اخیرا در برخی از سایتهای وابسته به اهل سنت در مورد لفظ فَرَأَیْتُمَانِی کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا( اعتقاد امام علی و عباس نسبت به خلیفه اول و دوم) در جهت توجیه برخاسته اند. که مهمترین توجیهات عبارت است از اینکه امام و عباس حرف عمر را در مورد ارث نبردن از طرف پیامبر را قبول کرده و برگشته اند. اما در جواب این توجیه نکات زیرلازم به ذکر است

طبق این حدیث ابوبکر خود را ولی پیامبر معرفی میکند و عمر میگوید که بعد مرگ ابوبکر من ولی پیامبر و ابوبکر گشتم. سوال این است که چطور میتوان لفظ ولی در این حدیث را به معنی جانشینی بگیریم و در حدیث غدیر به معنای دوستی؟ زیرا مگرابوبکر بعد از وفات پیامبر و جناب عمر بعد از مرگ ابوبکر دوستدار پیامبر و خلیفه اول گشته؟

آنچنانکه عمر میگوید شما مرا چنین و چنان میدانید امام و عباس حرف او را تکذیب نکردند و نفرمودند که مثلا شما اختیار دارید و ما نسبت به شما چنین فکری نمیکنیم همچنانکه نفرات حاضر نیز نظر عمر را رد نکردند. این رد نکردن بر مبنای اعتقاد امام استوار است

اگر این جریان به نفع خلیفه اول و دوم(چنانکه برخی از سایتها آورده اند) باشد چرا جناب بخاری سه بارو برخی علمای دیگر به جای القاب مذکور کلمه کذا و کذا نگاشته اند

اما خود این ادعا از خلیفه اول و دوم در مورد ارث به جا نگذاشتن پیامبران خود دلیلی بر دروغگو بودن این دو نفر از منظر امام علی است. و باید در این حدیث نبوی که به طور مکرر در کتابهای اهل سنت آمده تامل کرد. پیامبر میفرماید که (من کذب علی متعمدا فلیتبوأ مقعده من النار.هر کس به عمد بر من دروغ ببندد، جایگاهش در آتش خواهد بود)

اگر این حدیث درست است چرا (چنانکه در منابع آمده) ابوبکرکه قصد برگرداندن فدک را داشت ولی خلیفه دوم مانع گشت و یا خلیفه دوم قصد برگرداندنش را به امام علی داشت به حدیث نبوی اعتنا ننموده و خلاف آن را انجام میداد؟

ظاهر این روایت بر این نکته اشاره دارد که این دو نفر برای حل مسئله نزاع نزد خلیفه نرفته بودند زیرا در مرجع ضمیر لفظ ها آمده بود و در واقع نیت هر دو واحد بوده است همچنین در اسلام آمده که ارث رسیدن از برادر با وجود داشتن ورثه امکان پذیر نیست. در واقع هدف این دو بزرگوار مشترک بود و آن هم فدک

در آخر این حدیث آمده که عمر میگوید باغ را به چنین و چنان شرط به شما پس میدهم. سوال این است که مگر حدیث به جا نگذاشتن ارث از پیامبران درست نبود که عمر خلاف فرمایش نبوی را انجام میدهد و چرا خود خلیفه با گرفتن تعهد همین کار را نکرد

تهمت بزرگ این جریان این است که عمر خود را بر امام در انجام دستورات الهی مقدم و کامل تر میبیند زیرا در آخر میگوید که به چنین و چنان شرط به شما پس میدهم و اگر نتوانستید به من برگردانید

جناب عمر در جریان گرفتن فدک از دست حضرت زهرا نقش اصلی را انجام داده حال چرا اکنون قصد بازگشت فدک را داشت

مگر امام معیار حقیقت نیست و دوستان حدیث علی مع الحق و الحق مع علی رانشنیده اند. چطور میشود که امام ابتدا این نظر را در مورد خلفا را دارد ولی بعد از مکالمه با خلیفه از نظر خود برگشته و نظر خود را اشتباه بداند. حق و حقیقت ثابت است و در عرض چند دقیقه عوض نمیشود

اگر امام و عباس فرمایش پیامبر را شنیده باشند( چنانکه در این حدیث تایید میکنند) چرا بر خلاف فرمایش پیامبر (ارث به جا نگذاشتن) عمل کرده و از خلیفه دوم درخواست باطلی را دارند؟.

جهت مشاهده نکات لازم با این موضوع میتوان به متن بررسی حدیث نحن معاشر الانبیاء لا نورث ما ترکناه صدقه در همین سایت مراجعه کرد اما در این سایت به این حدیث در قسمت آیا ابوبکر ولی پیامبر است؟ اشاراتی شده

 

درباره ی سعید

سعید
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *